جلال الدين الرومي

96

فيه ما فيه ( فارسى )

ما امير را براى دنيا و ترتيب « 1 » و علم و عملش دوست نمىداريم . ديگرانش براى اين دوست مىدارند كه روى امير را نمىبينند پشت امير را مىبينند . امير همچون آينه است و اين صفت‌ها همچون درهاى ثمين و زرها كه بر پشت آينه است ، آنجا نشانده‌اند « 2 » . آن‌ها كه عاشق زرند و عاشق درّند نظرشان بر پشت آينه است و ايشان كه عاشق آينه‌اند نظرشان بر درّ و زر نيست ، پيوسته روى به آيينه آورده‌اند و آينه را براى آينگى « 3 » دوست مىدارند زيراكه در آينه جمال خوب مىبينند از آينه ملول نمىگردند امّا آن كس كه روى زشت و معيوب دارد در آينه زشتى مىبيند زود آينه را مىگرداند و طالب آن جواهر مىشوند « 4 » . اكنون بر پشت آينه هزار گونه « 5 » نقش سازند و جواهر نشانند ، روى آينه را چه زيان دارد ؟ اكنون « 6 » حق تعالى حيوانيّت و انسانيّت را مركّب كرد تا هر دو ظاهر گردند كه و بضدّها تتبيّن الاشياء . تعريف « 7 » چيزى بىضدّ او ممكن نيست و « 8 » حق تعالى ضد نداشت . مىفرمايد كه كنت كنزا مخفيّا فاحببت بان اعرف 182 . پس اين عالم آفريد كه از ظلمت است تا نور او پيدا شود و همچنين انبيا و اوليا را پيدا كرد كه اخرج بصفاتى الى خلقى 183 . و ايشان مظهر نور حقّند . تا دوست از دشمن پيدا شود و يگانه از بيگانه ممتاز گردد كه آن معنى را از روى معنى ضدّ نيست الّا به طريق صورت 184 . همچنان‌كه در مقابلهء آدم ابليس و در مقابلهء موسى فرعون و در مقابلهء ابراهيم نمرود و در مقابلهء مصطفى صلى اللّه عليه و سلّم « 9 » ابو جهل « 10 » الى ما لا نهاية . پس به اوليا خدا را ضدّ پيدا شود اگرچه در معنى ضدّ ندارد چنان‌كه « 11 » دشمنى و ضدّى مىنمودند كار ايشان بالا گرفت « 12 » و مشهورتر مىشد « 13 » كه يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ « * » .

--> ( 1 ) . ح : و تربيت ( 2 ) . ح : كه بر پشت آينه نشانده‌اند ( 3 ) . ح : براى آينگىاش ( 4 ) . ح : مىشود ( 5 ) . ح : گون ( 6 ) . ح : اكنون پس ( 7 ) . ح : و چون تعريف ( 8 ) . اصل : حق ( واو ندارد ) ( 9 ) . ح : ندارد ( 10 ) . ح : ابو جهل همچنين ( 11 ) . ح : چندان‌كه ( 12 ) . ح : مىگرفت ( 13 ) . ح : مىشدند ( * ) . سورهء صف آيهء 9